اسكندر بيگ تركمان
270
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
گفتار در قضاياى آذربايجان و شيروان و گرفتار شدن غازيگراى خان تاتار بدست [ 197 ] غازيان ظفر نشان بتقدير ملك منان چون در يورت قشلاق زمستان لوى ئيل بپايان رسيده شاهد نوروز عالم افروز ئيلان ئيل تركى بفرخى و فرخندگى جلوهء ظهور نمود و نسيم عنبر شميم بهار طراوت بخش گلشن روزگار و لشكر غارتگردى از هجوم جنود فرخنده ورود رياحين و ازهار راه انهدام و فرار پيمودند و ابراهيمخان تركمان چنانچه بتحرير پيوست جهت تمهيد بساط مصالحه روانه جانب استنبول شد چون الكسندر خان والى گرجستان كاخت كه هميشه از منسوبان اين دودمان ولايت نشان بود با روميه مدارات و مواسات نموده اظهار ايلى و انقياد نموده بود در ميانهء او و سمايون خان والى گرجستان كارتيل كه خود را در سلك هواخواهان ايندولت ابد بنيان ميشمرد شيوهء كلفت و عناد مسلوك بود الكسندر خان را نيز باطنا بدوستى و موافقت روميان متهم ميداشت هر چند سمايون خان ازين تهمت مبرا بود چه در اول حال كه لله پاشا بشيروان آمد و با روميه خصومت و عناد بنياد نهاد مكررا ميانهء او و عساكر عثمانى درين آمد و رفت محاربات عظيم روى داد و در اين سال كه روميه ذخيره بقلاع تفليس و گورى و غيره ميفرستادند باتفاق امام قليخان بيگلر بيگى قراباغ سر راه بروميه گرفته محاربات نموده اموال و اسباب بىنهايت بدست آورد . اما بمصداق و ليطمئن قلبى ارادهء خاطر نواب سكندر شأن و اركان دولت ابد بنيان بدان تعلق گرفت كه صبيهء سمايون خانرا جهت نواب جهانبانى خواستگارى نموده خاطر از دوستى او بالكليه جمع دارند و مهم الكسندر خانرا برأى و صلاح او فيصل دهد مسيب خان شرف الدين اغلى تكلو را بدين خدمت نزد سمايون خان بگرجستان فرستادند مشار اليه ظاهرا بدين مواصلت افتخار نموده اظهار بشاشت و خرمى بىاندازه كرده اما باطنا گرجيان به جهت مغايرت دين و ديگر مصلحتها راضى نميشدند و ببهانهء سامان و سرانجام يراق و اسباب ضرورى دفع الوقت نموده بليت و لعل ميگذرانيدند درين اثناء خبر آمدن غازيگرايخان تاتار و صفى گرايخان بشيروان متواتر شد و امام قليخان قبل از ورود لشكر تاتار كومك بسيار به جهت بيكر خان بشيروان فرستاده بود و عثمان پاشا نيز دلدوانجى رومى را با جمعى از لشكر روم از بيگلر بيگى قراباغ دربند همراه تاتاران نموده بر سر قزلباش فرستاد و چون ايشان بحوالى شماخى رسيدند ازينطرف بيكر خان و امراء قاجار و جاكرلو و فرامانلو و غيرهم كه در شيروان بودند بمدافعه لشكر تاتار و روميه شتافته ما بين شماخى و شابران بين الجانبين محاربه اتفاق افتاد غازيگراى خان كه در محاربهء قزلباش دلير شده حسابى ازيشان نميگرفت اسب جلادت در ميدان كارزار بجولان درآورده آثار مبارزت و دلاورى بظهور ميآورد و در اثناء كر و فر بجمعى از غازيان قاجار دوچار شد و راه خلاص و نجات مسدود يافته از تقديرات ايزدى دستگير و اسير پنجهء تقدير شد و از گرفتارى او نسيم فتح و ظفر بر پرچم رايات بيكر خان و امراء قزلباش وزيده بظفر و نصرت اختصاص يافتند و مخالفان شكسته و پريشان حال پى سپر جنود ادبار گشتند و روى بوادى فرار آورده صفى گراى خان به صد تشويش جان از آن مهلكه بيرون برده تا يورت اصلى خود عنان باز نكشيد و بيكر خان بدينخدمت نمايان در ميانهء اقران سربلندى يافته مورد نوازشات و الطاف پادشاهى